معنی کلمه نگارش در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
نگارش . [ ن ِ رِ ] (اِمص ، اِ) نگاشتن . (آنندراج ). اسم و حاصل مصدر از نگاشتن . (یادداشت مؤلف ). نقش کردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

تحریر. نوشتن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

انشاء. (یادداشت مؤلف ).

نقش و نگار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

رسم . (ناظم الاطباء). نقاشی . (یادداشت مؤلف ).

تصویر. (یادداشت مؤلف ).

خط. تحریر. نوشته . (ناظم الاطباء). دستخط. (یادداشت مؤلف ). - اداره ٔ نگارش ؛ انطباعات . (لغات فرهنگستان ). اداره ٔ مطبوعات در بعضی وزارت خانه ها. (از فرهنگ فارسی معین ).