معنی کلمه قنس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قنس . [ ق َ ن َ ] (ع اِ) قی اندک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). طُلَعاء که قی اندک است . (اقرب الموارد).

گیاهی است خوشبوی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). نافع جمیع آلام و درد بارده و مالیخولیا و درد پشت و درد مفاصل و مصفی خون و رنگ و مفرح و مقوی دل و مقوی معده و لعوق آن با انگبین بغایت نافع است جهت سرفه و دمه و دافع خشم و دوردارنده از آفات . (منتهی الارب ) (آنندراج ). راسن که زنجبیل شامی است . (ناظم الاطباء). نباتی است خوشبو که به فارسی راسن نامند. (فهرست مخزن الادویة).