معنی کلمه ثمامة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثمامة. [ ث ُ م َ ] (اِخ ) العبسی القعقاعی . ابوعثمان بن ثمامة صاحب الجبار. از معمرین عصر هارون الرشید و مورد عنایت اوست . مؤلف عیون الانباء آورده است که خواهر او زوجه ٔ عبدالملک بن مروان و مادر ولید و سلیمان خلفای اموی بود و خواهر دیگرش زوجه ٔ مهدی وقتی ثمامة سخت بیمار شد هارون الرشید ابواسحاق ابراهیم بن المهدی را بعیادت او فرستاد ابوخالد یزیدبن یوحنا که خدمت ابراهیم میکرد با حسن تدبیر و جرأت داروئی به وی داد و ثمامة شفا یافت هارون را طریق معالجه ٔ یزید خوش آمد و ده هزار درهم به وی بخشید.