معنی کلمه قندة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قندة. [ ق َ دَ ] (معرب ، اِ) قند. (منتهی الارب ). نبات . (ناظم الاطباء). رجوع به قند شود. - قندة الرقاع ؛ نوعی از خرماست . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نوعی از ثمر است . (فهرست مخزن الادویة).