معنی کلمه کمر شکستن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کمر شکستن . [ ک َ م َ ش ِ ک َت َ ] (مص مرکب ) مغلوب شدن . تاب و توانایی را از دست دادن . طاقت تحمل را از دست دادن .

مغلوب کردن . تاب و توان کسی را از بین بردن : لطفت کمر عتاب بشکست در پای فلک شباب بشکست . ملاقاسم مشهدی (آنندراج ).