معنی کلمه خلواره در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
خلواره . [ خ ُل ْ رَ / رِ ] (اِ) آتش گَوَن و بُتَه که پس از پختن نان در تنور نانوایی و غیره ماند و فقراء از آن آتش برایگان برای خود برگیرند گرم داشتن کرسی یا خانه را. صَلَه . صابی . خاکستر گرم با خرده های آتش . (از یادداشت بخط مؤلف ).