معنی کلمه ذکران مرتوما در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ذکران مرتوما. [ ] حسین خلف در برهان فقرات ذیل را که تقریباً نامفهوم است آورده است و لغت نویسان هند و جز آنان نیز که بعداز او بوده اند به متابعت او همان عبارات را نقل میکنند و آن این است : ذکران مرتوما، به کسر نون ، روز سوم تموز ماه باشدو ذکران بمعنی یاد کردن و مرتوما نام دانشمندی بوده است به لغت سریانی و آن چنان است که چند مؤبد که هر یک چند روز را از روزهای دیگر افضل میدانسته اند و مردمان در عبادت خانه های خود روزهائی منسوب به هر یک از ایشان بوده ایشان را یاد می کرده اندتا نوبت به ذکران دیگری برسد و هر مولودی که در آن ایام متولد میشده بنام آن مؤبد می کرده اند و در آن روزها جشن می نموده اند. و مرتبه ٔ ذکران از مرتبه ٔ عید فروتر است - انتهی . در لغت نامه های عرب این کلمه دیده نمیشود. و در معجم البلدان یاقوت در ردیف دیر آید: دیر مرتوما. هذا الدیر بمیافارقین علی فرسخین منها علی جبل عال له عید یجتمع الناس الیه و هو مقصود لذلک و تنذر له النذور و تحمل الیه من کل موضع و یقصده اهل البطالة و الخلاعة و تحته برک یجتمع فیها ماءالأمطار. و مرتوما مشاهد فیه . تزعم النصاری ان ّ له الف سنة و زیادة و انّه شاهد المسیح علیه السلام . و هو فی خزانة خشب له ابواب تفتح ایّام اعیادهم فیظهر منه نصفه الأعلی و هو ظاهرٌ قائم و انفه و شفته مقطوعتان ... و ذلک ان امراءة أحتالت به حتی قطعت انفه و شفته و مضت بهما فبنت علیهما داراً فی البریة فی طریق تکریت . قاله الشابشتی - انتهی .