معنی کلمه ضمایر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ضمایر. [ ض َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ ضمیر. رجوع به ضمیر شود.

دلها: وحشت ملک و هیبت پادشاهی در ضمایر دوستان و دشمنان قرار گرفت . (کلیله و دمنه ). و در معرض تسوف پیش ضمایر آید. (کلیله و دمنه ). و هم از اثر شقاوت به بدنامی و اسم اِلحاد بر خود راضی شدند و بضمایرمسلمان بودند. (جهانگشای جوینی ).

(اصطلاح دستور زبان ) مقابل اسم ظاهر. رجوع به ضمیر شود.