معنی کلمه واسر شدن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
واسر شدن . [ س َش ُ دَ ] (مص مرکب ) پس افتادن . نکس کردن . (ناظم الاطباء). عود کردن . به حالت اول بازگشتن . (شعوری ج 2 ورق 419): حبط، واسر شدن جراحت . (تاج المصادر بیهقی ). غفر، واسر شدن بیماری و جراحت . (تاج المصادر بیهقی ).