معنی کلمه کماژن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کماژن . [ ک ُم ْ ما ژِ ] (اخ ) کشور باستانی در شمال شرقی سوریه و در مشرق کاپادوکیه و پایتخت آن ساموزات بوده است . (از لاروس ). کشوری بود بین کیلیکیه و کاپادوکیه وبین النهرین . در اواسط قرن دوم پیش از میلاد که قدرت سلوکیه رو به ضعف نهاد در کماژن سامس نامی سلسله ٔ حکمرانان کماژی را تأسیس کرد. (از ایران باستان ج 3 ص 2064 و 2087). و رجوع به ایران باستان صفحات 1101 و 2087 و 2455 و 2456 شود.