معنی کلمه تعریب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
تعریب . [ ت َ ] (ع مص ) پاک کردن زبان از غلطگویی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پاک کردن سخن از خطا. (آنندراج ). مهذب ساختن سخن از لحن . (از اقرب الموارد).

سخن پیدا گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

بریدن شاخ خرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بریدن شاخ خرما و آشکار کردن و تشذیب آن . (از اقرب الموارد).

نشتر کردن اشاعر ستور را سپس آن داغ کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زشت نمودن قول یا فعل کسی را و بازگردانیدن بر آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). عرب علیه قبح علیه کلامه . (الاساس از اقرب الموارد).

از قوم گفتن و حجت آوردن برای ایشان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

نیک نوشیدن آب صافی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فراوان نوشیدن آب صافی را. (از منتهی الارب ).

آزمند گشن گردانیدن گاو نر، ماده را.

به انکار بازگردانیدن .

سخن عجمی را عربی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسم عجمی را بر روش عرب بیان کردن و عربی کردن آن . (از اقرب الموارد).

کمان عربی ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اتخاذ کمان یا اسب عربی را. (از اقرب الموارد).

تباه گردیدن ذرابت معده (؟). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). بیمار ساختن فساد معده کسی را: عربه العرب ؛ مرضه الذرب .(از اقرب الموارد).

فحش گفتن و سخن زشت بر زبان راندن .

بیعانه دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).