معنی کلمه جواب کردن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جواب کردن . [ ج َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاسخ دادن . جواب نوشتن .

کسی را از خدمت و وظیفه خارج ساختن . بیرون کردن او را.

رد کردن : فلان به واسطه ٔ جور نبودن اجناس ، روزی چند مشتری را جواب می کند.