معنی کلمه سنجوق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سنجوق . [ س َ ج ُ / ج َ ] (ترکی ، اِ) کمر. کمربند. (برهان ) (غیاث ). کمربند. منطقه . (ناظم الاطباء).

چهارذرعی . (برهان ).

علم . نشان . (برهان ).