معنی کلمه صالح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن شرف عاملی جبعی . وی جد زین الدین علی شهید ثانی است . در امل الاَّمل گوید وی فقیهی فاضل و از شاگردان علامه ٔ حلی است . صاحب ایجاز المقال او را صالح بن مشرف نامیده و آن خطاست . رجوع به روضات الجنات ص 330 شود.