معنی کلمه تضمن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
تضمن . [ ت َ ض َم ْ م ُ ] (ع مص ) پذیرفتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از تاج المصادر بیهقی ) (از دهار).

لازم گرفتن چیزی را از کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

در میان خویش آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). میان اندرگرفتن . (دهار). فراهم گرفتن چیزی را و مشتمل گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مشتمل گردیدن بر چیزی . (از اقرب الموارد).

فراهم گرفتن مکتوب و لفظ و معنی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فراهم گرفتن لفظ معنی راو چیزی را در ضمن گرفتن . (آنندراج ).

(اصطلاح منطق ) دلالت تضمنی ، دلالت لفظ است بر جزء موضوع له چنانکه از لفظ انسان که برای حیوان ناطق وضع شده ،حیوان خواهند. (از اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 7).