معنی کلمه نفس مطمئنه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
نفس مطمئنه . [ ن َ س ِ م ُ م َ ءِن ْ ن َ / ن ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نفس از صفات ذمیمه صاف شده و به اخلاق حمیده متصف گشته به قرب الهی فائزشده ٔ به اطمینان رسیده که بدین خطاب مشرف است : یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیةً مرضیة. (قرآن 28/89). (از غیاث اللغات ). نفس ملکی . (ناظم الاطباء). نفس ناطقه را به اعتبار آنکه متحلی به فضایل و خالی از رذایل بود و با مقتضیات شهوات اندر معارضه افتد مطمئنه گویند، نفس مطمئنه تارک هوای نفسانی و لذات فانیه ٔ دنیاست و راضیه و مرضیه است به آنچه خدا خواهد. (از فرهنگ علوم عقلی ص 599) (از شفا ج 1 ص 291) (از اسفار ج 4 ص 55) : با نفس مطمئنه قرینش کن آنچنان کآواز ارجعی دهدش هاتف رضا. خاقانی .