معنی کلمه ابوالقاسم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ابوالقاسم . [ اَ بُل ْ س ِ ] (اِخ ) کرخی . ظاهراً از علمای عصر ملکشاه و صاحب حبیب السیر گوید: در یازدهم محرم سال چهارصدو نود و دو او بسعی حسن دماوندی [ فدائی ] راه عالم ابدی پیش گرفت . رجوع به حبیب السیر ج 1 ص 364 شود.