معنی کلمه قلم تراش در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قلم تراش . [ ق َ ل َ ت َ ] (اِ مرکب ) نوعی از کارد درازدسته که بدان قلم تراشند. چاقو و گزلکی که بدان قلم و جز آن میتراشند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قسمی چاقوی ظریف که قلم های نیی را با آن میتراشند : الماس قلمتراش و ملماس قلم انقاس مداد و نام جنسش حبر است . نصاب . بنگر قلمتراش چه با خامه میکند از همدمان خانه یکی در امان مباش . محسن تأثیر (از آنندراج ). قلمتراش قلم برگرفت و من عن کرد. ایرج میرزا.