معنی کلمه ضفیط در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ضفیط. [ ض َ ] (ع ص ) آنکه وقت آرمیدن با زنان حدث آیدش .

آنکه پیش از ادخال ، انزال آیدش .

نادان . سست رای . (منتهی الارب ). ج ، ضفطی .

شتر نیکوخو. (منتهی الارب ).

شتردشوارخو (از لغات اضداد است ). (منتهی الارب ).

مرد تندار نرم و فروهشته بدن . (منتهی الارب ).