معنی کلمه ابوالقاسم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ابوالقاسم . [ اَ بُل ْ س ِ ] (اِخ ) زَجّاجی . عبدالرحمن بن اسحاق بغدادی . وی در نحو و دیگر علوم ادب شهرتی بسزا دارد. پس از تحصیل مقدمات ادب به دمشق شد و بدانجا مقام گزید و در 337 هَ . ق . در دمشق یا طبریه درگذشت . او راست : کتابی به نام الجمل الکبری در نحو.