معنی کلمه ثکنة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثکنة. [ ث ُ ن َ ] (ع اِ)مرکز جند. میانه و مرکز اجناد بر رایات .

مجتمع جند بر لواء و علم قائد خویش . مؤلف تاج العروس از المحکم نقل میکند که کلمه فارسی است و ج ِ عربی آن ثکن است .

گروهی از کبوتران و مرغان .

گردن بند.

حمیل .

رایت . علامت .

قبر.

چاه آتش .

مغاکچه .

نیت ایمان با کفر. (منتهی الارب ).

پاره ای پشم که بر گردن شتر آویزند.

میانه ٔ لشکر.