معنی کلمه یحیی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یحیی . [ ی َح ْ یا ] (اِخ ) ابن ادریس بن عمربن ادریس حسنی علوی ، از پادشاهان بزرگ ادریسیان در مغرب الاقصی بود و پس از قتل یحیی بن قاسم به سلطنت رسید و با کاردانی و دادگری در دلهای مردم راه یافت و فاس را مرکز حکومت خود ساخت . او از عبیداﷲ مهدی رئیس دولت عبیدیه ٔ افریقا شکست خورد و پس از چند سال حبس به سال 332 هَ . ق . در مهدیه در حال تبعید درگذشت . (از اعلام زرکلی ).