معنی کلمه محرج در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
محرج . [ م ُ ح َرْ رِ ] (ع ص ) آن که تنگ میگیرد بر کسی . (از منتهی الارب ).

آنکه تنگ میکند بر کسی . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

آنکه حرام و ناروا میکند چیزی را. (ناظم الاطباء). حرام کننده . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

آنکه سوگند یاد میکند. (ناظم الاطباء). آنکه سوگند غلیظ (گران ) میخورد. (منتهی الارب ).