معنی کلمه ثابت در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن هرمز الحداد الکوفی مکنی به ابوالمقدام . تابعی و محدث است و سفیان و اعمش از او روایت کنند.