معنی کلمه طاهری در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
طاهری . [ هَِ ] (اِخ ) ابومحمد جعفربن محمدبن علی بن حسین بن اسماعیل بن ابراهیم بن مصعب بن رزیق بن محمدبن عبداﷲبن طاهربن حسین طاهری .وی از ابوالقاسم بغوی و یحیی بن صاعد و محمدبن عبداﷲمستعنی روایت کرده است و ابوالحسن عنیقی و ابوطالب بن عساری از او روایت دارند. او مردی ثقه بود در شوال سال 383 هَ . ق . درگذشته است . وی از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است . (انساب سمعانی ورق 364 «الف »).