معنی کلمه قلپاق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قلپاق . [ ق َ ] (ترکی ، اِ) کلاه را گویند، در توران میدوزند به پارچه ٔ سپید چکن می نمایند یا بریشم رنگ رنگ دراز و نوکدار می شود. (آنندراج ). قلپاق = قلپق ؛ کلاهک یا شب کلاه استوانه ای شکل و یا نوک تیزی است که انواع و اقسامی دارد. (دزی ج 2 ص 392) : مرا محبت قلپاق دوز ماهی هست از این نمد من درویش را کلاهی هست برای زیب فراویزدوز قلپاقش سواد دیده ٔ من اطلس سیاهی هست . سیفی (از بهار عجم و آنندراج ). و رجوع به قالپاق شود.