معنی کلمه قلاووز در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قلاووز. [ ق َ ] (ترکی ، اِ) سوارانی را گویند که به جهت محافظت لشکر در بیرون لشکر میباشند. و به تخفیف واو هم آمده که بر وزن تجاوز باشد. و با رای بی نقطه هم گفته اند، و گویند ترکی است . (برهان ). = قلاوز = قلوز= قلووز = قلابوز (ترکی به کسر قاف ). مقدمه ٔ لشکر و راهبر. (کاشغری ج 1 ص 403 و 404) (رشیدی ) : هرکه در ره بی قلاووزی رود هر دوروزه راه صدساله شود. مولوی (مثنوی چ خاور ص 146 از معین در حاشیه ٔ برهان ).