معنی کلمه جلز در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جلز. [ ج َ ] (ع مص ) تیز رفتن :جلز فی الارض .

نوردیدن و پیچیدن و کشیدن و برکندن .

پی پیچیدن بر دسته ٔ کارد وغیر آن . (منتهی الارب ).

بر چیزی پیچیدن . (زوزنی ). پی زدن بر جای . (تاج المصادر بیهقی ).