معنی کلمه سکینه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سکینه . [ س ُ ک َ ن َ ] (اِخ ) بنت الحسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام . اسم آن مخدره آمنه و آمینه و امامه و امیه دانسته شده و لقب وی سکینه میباشد و از طرف مادرش رباب بدان ملقب بوده است . سکینه ازپردگیان خانواده ٔ رسالت و نسوان بزرگ اسلام و از اخلاق فاضله و آداب مرضیه و صفات حمیده و از وفور عقل و دانش و جود و کرم و بخشش در مقامی بس بلند و در فنون فصاحت و بلاغت و سخن سنجی از اساتید وقت و سیده ٔ زنان عصر خود و اجمل و اکمل ایشان بود و آستان قوی البنیانش مرجع ادبا و فضلا و شعرا و ارباب کمال بود و شعرا و مشاهیر اهل سخن اشعار و نتایج طبع خود را از نظر آن خاتون میگذرانده و شعرا به صله های فراوان نایل میگردیدند و در داوران به نظر داوری وی تسلیم و متقاعد میگشتند و در وصف دو مخدره سکینه و رباب گفته شده : کأن اللیل موصول بلیل اذا زارت سکینة و الرباب . وفات حضرت سکینه علیهاالسلام بنوشته ٔ ابن خلکان روز پنجشنبه 5 ربیعالاول سال 117 هَ . ق . در مدینه ٔ منوره وقوع یافته . وی درسال 116 در مکه بوده است . (از ریحانة الادب ج 2 صص 208- 210). و رجوع به اعلام النساء ج 2 از صص 202 - 224 شود.