معنی کلمه جلب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جلب . [ ج ُ ] (ع اِ) سیاهی شب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج العروس ).

ابر بی آب یا ابری که بکوه ماند.

پالان با ساز و پوشش پالان یا چوب پالان بی تنگ و ساز. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جِلب شود.