معنی کلمه ابوالعباس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ابوالعباس . [ اَ بُل ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) فضل بن الربیعبن یونس بن محمدبن عبداﷲبن ابی فروه . مولی عثمان بن عفان ، مسمی به کیسان . رجوع به فضل ... شود.