معنی کلمه خشساب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
خشساب . [ خ ُ ] (اِ) نام درختی است : از خواص اصفهان درخت خشساب است که آنرا وزک می گویند. شاخهای آن مقدار یک جریب زمین و بیشتر فرومی گیرد مستدیر پرورق بسیار شاخ و انبوه مانند کوهی سایه اندازد . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 40).