معنی کلمه سقوطر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سقوطر. [ س َ طَ ] (اِخ ) نام جزیره ای است نزدیک به سواحل چهل فرسنگ در چهل فرسنگ که صبر خوب از آنجا آورند و صبر سقوطری منسوب بدانجااست و اهل آن جزیره ساحر و بی دین اند و اصل ایشان ازیونان بوده و سکندر ایشان را بجهت ساختن صبر بدین جزیره آورده و سحر ایشان به مرتبه ای است که اگر با شخصی خصمی داشته باشند اگر آن شخص حاضر شد فبها و الا صورت و شکل او را بخاطر آورند و قدحی پرآب در پیش خودنهند و شروع به سحر کنند تا آن زمان که نقطه ٔ خون در میان قدح آب پیدا شود و بعد از زمانی قدح پر از دل و جگر و شش گردد و آن شخص در حال بمیرد و شکم او رابشکافند جگر در شکمش نباشد. (برهان ) (آنندراج ). نام جزیره ای که صبر آنجا خوب باشد. (غیاث ) : تا بتلخی نبود شهد شهی همچو نهنگ تا بخوشی نبود صبر سقوطر چو شکر. فرخی . رجوع به سقوطری شود.