معنی کلمه ضاری در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ضاری . (ع ص ) در پی صید دونده (سگ ومانند آن ). سگ بچه ٔ دوان . (منتهی الارب ). سگ شکاری . (مهذب الاسماء) : هنگام کار در غلبه و اقتحام سباع ضاری اندر شکار. (جهانگشای جوینی ). ج ، ضواری : کلب ٌ ضار؛ سگ حریص بشکار و سگ در پی صید رونده .

خون روان . (منتهی الارب ).

سقاءٌ ضار باللبن ؛ خیک نیکوکننده ٔ شیر.

عرق ٌ ضار؛ رگ که خون آن منقطع نشود. (منتهی الارب ).