معنی کلمه جفظ در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جفظ. [ ج َ ] (ع اِ) رسن ستبر کشتی . (قاموس ).

(اِمص ) پری . مقابل خلاء. (منتهی الارب ).

(مص ) پر کردن ظرف را. (از اقرب الموارد)

پر شدن . (منتهی الارب ).