معنی کلمه پیزون در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
پیزون . [ زُن ْ ] (اِخ ) کوییوم . از علمای مشهور طبیعی هلنددر قرن 17 م . وی مدتی در لیدن و آمستردام بپزشکی اشتغال ورزید سپس در معیت پرنس باسو به برزیل رفت ، بعداز گذشته شدن پرنس بخدمت مارگراف فردریک کوییوم داخل شد و هر دو در برزیل مشغول اکتشافات علمیه در زمینه ٔ تاریخ طبیعی شدند و نتیجه ٔ عمل را در کتابی بزرگ نشر کردند. کاشف علاج اپیکه کو آنه نیز این دو شخص بودند. رجوع به کلمه ٔ پیسون در قاموس الاعلام ترکی شود.