معنی کلمه دست کژی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
دست کژی . [ دَ ک َ ] (حامص مرکب ) دست کجی . کژ بودن دست . حالت و چگونگی کژدست . رجوع به دست کجی شود.

عمل کژدست . دزدی پنهانی . عمل ناخنکی .