معنی کلمه شکیب ارسلان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
شکیب ارسلان . [ ش َ اَ س َ ] (اِخ ) از مشاهیر نویسندگان و شاعران و ادبا و میهن خواهان و بزرگان و سیاستمداران قرن چهاردهم هجری و از طایفه ٔ «دروز» لبنانیان که از فرق غلاة شیعه است بود. وی در علوم ادبی و تاریخی و انساب عرب وزبان فرانسه تبحر کامل داشت و مدتی در آلمان می زیست و در شمار مخالفان و منتقدان سیاست انگلیس در لبنان و سوریه بود و نطقهای آتشین به زبان فصیح فرانسه ایراد مینمود. بعد از جنگ جهانی اول در سویس روزنامه ای به زبان فرانسه به نام (ملت عرب ) منتشر ساخت که سالها دوام داشت و انتشار همین روزنامه بزرگترین علت ممنوع بودن ورود او به وطن خود لبنان یا سوریه از طرف استعمار بود. وی دارای تألیفاتی است که از آنجمله است : 1- باکورة (قسمتی از اشعار خود او) 2- آخر بنی سراج (ترجمه ٔ رمان شاتو بریان به تازی ). 3- آناطول فرانس فی مباذله . 4- حواشی ، توضیحات ، تعلیقات و تحقیقات مفصل و مفید بر کتاب حاضر العالم الاسلامی . شکیب ارسلان در سال 1366 هَ . ق . درگذشت . (از وفیات معاصرین به قلم علامه ٔ قزوینی مجله ٔ یادگار، سال 5 شماره ٔ 3).