معنی کلمه ثغر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثغر. [ ث َ ](ع مص ) دندان نمودن وقت خندیدن .

دندان شیر کسی را شکستن .

افتادن دندانها.

رخنه کردن .

رخنه بستن .

ثغر ثلمة؛ بستن رخنه را. (از اضداد است ).