معنی کلمه جعل در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جعل . [ ج َ ع َ ] (ع اِمص ) کوتاهی و فربهی .

ستیزه . (منتهی الارب ).

(مص ) گوگال ناک گردیدن آب . بسیار شدن گوگال در آب . گوگالهای مرده پدیدار گشتن در آب . (ناظم الاطباء).

(اِ) جریمه . جریمه ٔ نقدی . (دزی ).