معنی کلمه سعدالدین در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سعدالدین . [ س َ دُدْ دی ] (اِخ ) محمدبن المؤیدبن ابی بکر عبداﷲبن ابی الحسن علی بن محمد حمویة الجوینی معروف به حمویی نسبت به جد اعلای ایشان حمویة بتشدید میم بر وزن شبویه . پسر ابن حمویة ابوعبداﷲ محمدبن حمویه ٔ جوینی از کبار مشایخ طریقت بود و در سنه ٔ 532 هَ .ق . در نیشابور وفات یافت و در بحرآباد جوین مدفون شد. و شیخ سعدالدین صاحب ترجمه ای از اشهر مشاهیر صوفیه عصر خود و از جمله اصحاب شیخ نجم الدین کبری بوده است و در سال 650 بروایت مشهور یا 649 یا 658 یا 665 هَ .ق . وفات یافت و قبر وی نیز در بحرآباد جوین است . (از حاشیه شدالازار ص 459).