معنی کلمه بچه سقا در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
بچه سقا. [ ب َچ ْ چ َ / چ ِ س َق ْ قا ] (اِخ ) لقب پادشاه غاصب افغانستان که امان اﷲخان پادشاه قانونی آن مملکت را مغلوب و منهزم نمود و او مجبور شد که با زن و اتباع خود به اروپا مهاجرت نماید. بچه سقا پس از غلبه ، بر تخت سلطنت جلوس نمود و خود را به امیر حبیب اﷲخان متسمی کرد،اما پس از هفت هشت ماه سلطنت به دست نادرخان سفیر اسبق افغانستان در پاریس مغلوب و منهزم و سپس گرفتار گردید و در بیست ونهم جمادی الاولی سال 1348 هَ . ق . مطابق دوم نوامبر 1929 م . با ده دوازده نفر از اتباعش به حکم نادرخان مذکور کشته شد و خود نادرخان به اسم نادرشاه به تخت سلطنت نشست . (از وفیات معاصرین بقلم محمد قزوینی مجله ٔ یادگار سال سوم شماره ٔ چهارم ).