معنی کلمه فیروزجاه سیار در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فیروزجاه سیار. [ هَِ س َی ْ یا ] (اِخ ) نام مراتع ییلاقی است که طایفه ٔ فیروزجاهی در آن ییلاق و قشلاق میکنند. و هر خانواده در کنار یکی از چشمه سارهای آن موقتاًساکن و به نگهداری احشام مشغول میشوند. زنان این طایفه شال پشمی و کرباس می بافند. عده ٔ آنان در حدود 5 تا 6 هزار تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).