معنی کلمه زین الدین در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زین الدین . [زَ نُدْ دی ] (اِخ ) خوافی خراسانی . از اکابر مشایخ سلسله ٔ سهروردیه است . وی مرید شیخ عبدالرحمن نظری بوده و او مرید شیخ جمال الدین و او مرید شیخ حسام الدین و او مرید شیخ عبدالصمد و او مرید شیخ نجیب الدین علی سرخسی و... و بچند واسط به شیخ معروف کرخی بواب و مرید حضرت امام همام علی بن موسی الرضا منتهی میشود. وفات شیخ در دوم شوال سنه ٔ 833 هَ . ق . بود. (از ریاض العارفین ص 82). رجوع به مجالس النفائس ص 183 و 202 و فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ عالی سپهسالار ج 2 ص 581 و ازسعدی تا جامی 347 و حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 587 و ج 4 ص 12، 13، 48، 61، 103، 334، 347، 356 و 360 شود.