معنی کلمه پیرزا در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
پیرزا. (ص مرکب ،اِ مرکب ) آنکه از پدر و مادر سالخورد زاده و از آنروی ضعیف و زشت باشد. طفلی از پدری و مادری پیر: مگر پیرزائی ، چرا از سرما می هراسی ؟ چرا از سرمای کم متألم میشوی ؟ مگر پیرزائی ؟

کسی که با موی سفید و بهیأت پیران ترنجیده پوست و زشت بدنیا آید.