معنی کلمه ترعث در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ترعث . [ ت َ رَع ْ ع ُ ] (ع مص ) گوشواردرکردن . (تاج المصادر بیهقی ). گوشوار در گوش کردن . (زوزنی ) (آنندراج ). باگوشواره شدن زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از المنجد). تقرط. (اقرب الموارد).