معنی کلمه گوزیدن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گوزیدن . [ دَ ] (مص ) باد باصدا از راه پایین بیرون کردن . (ناظم الاطباء). تیز دادن . (آنندراج ). تیزیدن .