معنی کلمه قصیم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قصیم . [ ق َ ] (ع ص ، اِ) پنبه ٔ دیرینه ، یا درخت کهنه ٔ آن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

ضعیف و سریعالانکسار و زودشکن : رجل قصیم ؛ ضعیف سریعالانکسار. (اقرب الموارد).

ج ِ قَصیمة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصیمة شود.