معنی کلمه زیرقان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زیرقان . (اِ) نام ماهی است از ماههای ملکی . (برهان ). در برهان لفظاً و معناً غلط است . زِبَرقان با باء موحده صحیح است بمعنی ماه یعنی قمر و عربی است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). صاحب جهانگیری گفته نامی است از نامهای ماه و این بیت را از ملامظهر شاهد آورده : آسمان درگاه دستوری که سر بر آستانش هفت اختر از زحل تا زیرقان آورده است . در برهان گوید نام ماهی است از ماههای ملکی و هر دو خطا کرده اند. اولاً زیرقان بکسر نیست ، دوم به یای نیست و نامی از نامهای ماه نیست و ماه ملکی نیست ، زبرقان به زای مکسور به بای ابجد زده است و بمعنی قمر است و آن نیز عربی است و پارسی نیست و قال صاحب القاموس : الزبرقان بالکسر؛ القمر. (انجمن آرا) (آنندراج ). از صاحب برهان در بیان این لغت بدو وجه سهو واقع شد: اول اینکه زبرقان در قاموس با بای ابجد موجود است و در اینجا با یای حطی نوشته ، دوم اینکه در بیان معنی گفته که نام ماهی است ازماههای ملکی ، حال آنکه صاحب قاموس گفته : الزبرقان بالکسر؛ القمر. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به زبرقان شود.