معنی کلمه پیران در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
پیران . (اِخ ) دهی از بخش پشت آب شهرستان زابل واقع در 10 هزارگزی باختر بنجار و 3 هزارگزی راه فرعی ادیمی به زابل . جلگه ، گرم ، معتدل . دارای 1093 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند. محصول آنجا غلات و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی گلیم و کرباس بافی و راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).